۱۳۸۸ خرداد ۴, دوشنبه

انتخابات ( گفتار اول)

آرام آرام تنور انتخابات ریاست جمهوری گرم و گرمتر می شود و جای خود را در گفتگوی روزمره مردم باز می نماید.



اگرچه انتخابات و مسائل سیاسی مربوط به آن دغدغه این وبلاگ نیست و همواره از پرداختن بدان حذر شده است . اما اهمیت و تاثیر شگرف آن بر مقولات مدیریتی، اقتصادی، مالی و پولی سبب می شود که نتوان از پرداختن بدان اجتناب نمود.



کاندیداهای این دوره انتخابات یک ویژگی بارز دارند و آن اینکه همگی کارنامه های مدیریتی مشخص دارند. یعنی می توان به راحتی توان مدیریتی و مشی مدیریتی آنها را تشخیص داد و سنجید. و جتی می توان از همراهان نزدیک آنها درک نمود که کدام سلیقه مدیریتی بر دولت ایده آل آنها حاکم خواهد شد.



اما یک ایراد هم وجود دارد که احتمالا در روزهای آینده تا حدی برطرف خواهد شد و آن اینست که اولا بجای آنکه بگویند چه خواهند کرد ، دائما می گویند چه نمی کنند یا به عبارتی فقط عملکرد دولت کنونی را نقد می کنند و دوم اینکه ظاهرا پتانسیل آقای دکتر احمدی نژاد را در بدست آوردن رای توده های ساکن در بافتهای روستایی و شهرهای کوچک و مردم کوچه و بازار یافته اند ، لذا تلاش می کنند بسیار با ادبیات عامه مردم دیدگاههای خود را بیان کنند . بنابراین دقیقا نمی توان پیش بینی نمود که دیدگاههای آنها در خصوص عوامل موثر بر مباحث سرمایه گذاری، شرکت داری و مدیریتی چه خواهد شد.



البته واقعیت اینست که عرصه رقابتهای انتخاباتی عرصه ایده آلها و وعده هاست و عملکردها می تواند متفاوت از آب در آید. مثلا در رقابتها انتخاباتی دوره قبل کاملا معلوم شد که دولت کنونی علاقه و اعتنایی به بازار بورس ندارد لذا سرنوشت و روند حرکت شاخصها هم مورد توجهش نبود اما پس از اینکه بازار به کف رسید و حرکت مثبت خود را از ابتدای سال 88 آغاز نمود وزیر اقتصاد آنرا موفقیت عملکرد خود دانست و یا در بحبوحه رکود بازارهای جهانی در سال قبل ایشان به مقایسه افت شاخصهای جهانی با شاخصهای بازار بورس ایران که افت چندانی نداشت ، پرداخت و نتیجه گرفت که وضع ما بحرانی نیست من با نتیجه ای که ایشان گرفت کاری ندارم ولی اساسا با این نوع رفتار که دولتی یا وزیری با مقوله ای اقتصادی چندان سر سازگاری نداشته باشد و وقتی که در جهت تایید بتواند ار آن بهره برداری کند آنگاه به سراغش برود، مشکل دارم.

بهرحال تصورم اینست که کنکاش در مورد دیدگاههای نامزدهای انتخاباتی در خصوص موارد زیر اهمیت ویژه ای دارد:

  • ثبات مدیریتها
  • سرنوشت بازار بورس
  • پرداختن به فضای کسب و کار بنگاههای ایرانی
  • سیاستهای وارداتی
  • سرنوشت اعطای تسهیلات بانکی
  • رابطه با نظام پولی و بانکی دنیا
  • نحوه تعامل و جذب اعتبارات بین المللی
  • ...

ادامه دارد............

۱۳۸۸ خرداد ۳, یکشنبه

خرداد خاطره ها

خرداد، ماه عجیبی است! پر است از حادثه و ظاهرا باز هم آبستن حادثه ای دیگر است. دوم، سوم، چهاردهم، پانزدهم ،هجدهم، بیست و نهم و سی و یکم اتفاقات ثابت تقویم خورشیدی است و امسال مناسبتهای مذهبیی هم بدان اضافه شده است .

۱۳۸۸ اردیبهشت ۳۱, پنجشنبه

تقویت یورو در برابر دلار

از عصر دیروز یورو روند افزایشی خود را آغاز کرده و از مرز 1.36500 فراتر رفته و حتی 1.38200 را هم دیده است.
در بازار فارکس از 5 ژانویه تا کنون اولین بار است که این اتفاق می افتد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

کی حقوق بپردازیم؟

این سوال شاید به ظاهر پاسخی بدیهی داشته باشد . اما در عمل مدیران کسب و کارها همواره در مورد آن فکر می کنند و گاهی تصمیماتشان درست و گاهی هم اشتباه می باشد. مثلا:

1- مدیران پروژه یا مدیران کسب و کارهایی مثل کار ساختمانی یا رستورانداری اغلب حقوق و دستمزد کارگزانشان را کامل نمی پردازند و همواره کارگر از کارفرما طلب کار است. راز این عمل بر می گردد به این واقعیت که کارگزان اینجور کسب و کارها اغلب روستایی و فصلی هستند و تا حقوق خود را دریافت می کنند به زادگاه خود بر می گردند و تا پولشان تمام نشود عملا به سر کار خود بر نمی گردند. این اتفاق باعث می شود که کارفرما قادر به برنامه ریزی نباشد.

2- بعضی ها دستمزد را مخصوصا دیر می پردازند تا پرسنلشان همیشه از اینکه حقوقشان را بلاخره دریافت می کنند ، سپاسگزار باشند. گویی به مرگ می گیرند تا پرسنل به تب راضی شوند. اینگونه رفتارها معمولا در بخشهای خصوصی متداول است. ضمن اینکه پرداخت سایر تعهدات همواره در نزد مدیران با این منش در اولویت بیشتری قرار دارد.

3- بعضی از کسب و کارها هم به اقتضای تنگنای ناشی از جریان نقدینگی، ناچارا با تاخیر در پرداخت حقوق و دستمزد مواجه هستند. این حالت مبتلابه بسیاری از شرکتهای اعم از دولتی، عمومی و خصوصی است. جالب اینکه در یکی از جلسات برنامه ریزی در شرکتی که مدیرعامل آن بودم در زمانی که همکارانم درباره مزیتهای شرکت صحبت می کردند. پرداخت به موقع و بدون تاخیر حقوق و دستمزد را یکی از مزیتهای شرکت نامیدند.

4- برای بعضی از مدیران پرداخت به موقع حقوق و دستمزد شاخص توانایی مدیریتی آنهاست . شخصا هم بر این باورم که مدیر قوی مدیری است که قادر است جریان نقدینگی را درست مدیریت کند. برای من این موضوع آنقدر مهم است که در هرجا که مدیرم هر روز صبح اولین گزارشی که باید روی میزم باشد و مطالعه کنم گزارش نقدینگی است. همچنین به صراحت به سازمانم اعلام می کنم که خط قرمز من پرداخت به موقع حقوق و دستمزد و تامین مواد اولیه هست . همین نظم باعث می شود که شما با بانکها و شرکای تجاری بد حسابی نکنی و از مشتریها هم با دقت ثمن معامله را وصول کنی.
یادم هست روزی که وارد کربن ایران شدم 26 شهریور بود و مدیرمالی گزارش داد که ما هر ماه حول و حوش بیست و دوم حقوق می دهیم ولی الان نقدینگی نداریم ، ضمنا موچودی مواد اولیه هم به مرز مینیمم کاهش پیدا کرده و فروشنده ها هم برای فروش مواد اولیه پیش پرداخت نقدی مطالبه می کنند، از طرف دیگر از اول مهر هم بر اساس برنامه از پیش اعلام شده باید روزی 80 میلیون
تومان سود سهام پرداخت کنیم. همه این موارد چیزی در حدود یک میلیارد تومان نقدینگی می خواست که شرکت در آن لحظه کمتر از صد میلیون تومان نقدینگی داشت. البته با توجه به پتانسیلهای موجود در آن زمان مسئله سریع حل شد و به لطف خدا، هیچگاه در طی سالهای مدیریت در این شرکت ما با مشکل کمبود نقدینگی به شکلی که آبروی مدیریتیمان مخدوش شود ، مواجه نبودیم و بعدها شرایط شرکت نشان داد که این دسیپلین ناشی از چه میزان قدرت مدیرتی بوده است.

5- هرچه شرکتی دارای پرستل بیشتر یا به مصرف کننده نهایی کالا و خدمات نزدیکتر باشد یا دارای برند ( نام تجاری ) مشهور تری باشد باید دقت نماید که تاخیر در پرداخت حقوق و دستمزد باعث مخدوش شدن جایگاه اجتماعی او خواهد شد. مثلا پرسنل تصور می کنند که شرکتی که در آن کار می کنند ورشکسته است که حقوق را دیر می پردازد و این خبر ممکن است در فضای کسب و کار آن شرکت بپیچد.


4-

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه

امان از آلودگی صوتی

چند روز است که پیمانکاران شهرداری در حال بازساری کوچه جنب محل کار ما هستند. از صبح تا پایان زمان کار ما یکسره صدای چکش مکانیکی بلند است و واقعا کار کردن را غیر ممکن ساخته!