‏نمایش پست‌ها با برچسب اقتصاد کلان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اقتصاد کلان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ مرداد ۱۱, دوشنبه

مبارزه با انتظارات عقلایی

انتظارات عقلایی در واقع برآیند رفتار فعالان اقتصادی یا شهروندان یک اقتصاد ملی است که تمامی شرایط حاکم برآن اقتصاد را در نظر گرفته و رفتار خود را در چارچوب قواعد و ضوابط شکل می دهند.

در سال جاری از بازار اجاره خبر می رسد که مالک های واحدهای قابل اجاره، از متقاضیان اجاره مطالبه اجاره بالا می کنند و علاقه ای به دریافت مبالغ تحت عنوان رهن ندارند. این نشان می دهد که در اقتصاد ما :
نرخ سپرده های بانکی جذاب نیست.
سایر فرصتهای سرمایه گذاری برای صاحبان منابع همراه با ریسک است و یا از بازدهی مناسبی برخوردار نیست.

یعنی اگر کسی پولی را تحت عنوان رهن از مستاجر خود دریافت کند نمی تواند برایش برنامه ای داشته باشد و ترجیح می دهد اجاره دریافت نماید. چراکه احتمالا :
نرخهای سود سپرده بانکی برایش جذاب نیست.
نسبت به بازدهی یا ریسک در بازارهای سرمایه مثل بورس وخرید املاک اطمینان کافی را ندارد.
کسب و کار خود و نزدیکانش از بازدهی مناسبی برخوردار نیست و یا برای آن برنامه توسعه ای ندارد.
در بازار پول غیر رسمی که بصورت سنتی و عرفی مردم به هم پول قرض می دهند هم ریسک بالاست.
و ...

اینها بیانگر آنست که مجموعه دلایل دست به دست هم می دهد تا مالکان واحدهای اجاره ای تغییر رفتار بدهند.

حال اگر می بینیم که روزنامه دنیای اقتصاد دیروز تیتر خود را اینطومر می زند که:

تغییر سود سپرده ها به نفع اجاره بها

باید به حافظه خود و تجربه اقتصادهای ملی رجوع  کنیم و ببینیم که آیا راه حلهای موقت و تجویزهای ضرب العجلی بدون آنکه شرایط یک اقتصاد کاملا مطالعه شود ، هرگز معتبر و راه گشا بوده است؟ 

۱۳۸۹ مرداد ۱۰, یکشنبه

کارت اعتباری

کارت اعتباری یکی از نمادهای بانکداری الکترونیکی است. در حال حاضر زندگی در غرب بدون این کارتها مقدور نیست و دائما هم زندگی مردم شبکه ای و شبکه ای تر و کارتی و کارتی تر می شود.
در کشور خودمان هم کارتها دارند به جزیی ملموس از زندگی ایرانیها تبدیل می شوند و به قولی فرهنگ آن در حال تکوین است. اگرچه ما هنوز کارتهای بانکیمان مثل کیف پولمان عمل می کند یعنی مبتنی بر نقدینگی ماست . لیکن کوششهایی نظیر برات کارت تضمینی بانک صادرات گامی است در جهت عرضه کارتهای اعتباری.

همه گیر شدن کارتها در زندگی بشری باعث شده که به این مقوله از زوایای مختلف نگاه شود.

مقاله : آیا جامعه یک کارت اعتباری بسیار بزرگ است ؟ یکی از این نگاههای علمی - اقتصادی است.

۱۳۸۹ مرداد ۳, یکشنبه

خشونت اقتصاد لیبرال

اقتصاد لیبرال در بطن خود، سودای بازار رقابت کامل را می پروراند. سودایی که هرگز در تجربه بشری محقق نشده است، اگرچه بدان نزدیک شده اند.
گفته می شود بازار گندم در سطح جهان نمونه ای نزدیک به بازار رقابت کامل است!

وقتی پایان نامه فوق لیسانسم را می نوشتم در بررسی موضوع نا امنی اقتصادی به این مفهوم بر خورد کردم که اقتصاد لیبرال در خود سطحی از نا امنی را معتبر می داند. چون فرض بدیهی اینست که آنها که ضعیفند باید از بازار خارج شوند. ضعیفها ناکارآمدند، تصمیمات صحیح نمی گیرند ، قیمت تمام شده بالا دارند و ....

اکنون بعد از بحران اقتصادی جهان و خصوصا املاک در دنیا و از جمله  امارات، تعداد قابل توجهی با مشکل باز پرداخت دیون خود به بانکها مواجهند.
شنیده ام ( مطمئن نیستم و آمار غیر رسمی است) تعداد زیادی ( حدود 9700 نفر) ایرانی در زندانهای دوبی بابت بدهی بانکی در زندان هستند. عمده اینها هم درگیر معاملات املاک بوده اند. برخی به شکایت بانکهای ایرانی به زندان افتاده اند.

این روی خشن اقتصاد لیبرال می باشد.

بیخود نیست که دونالد ترامپ دائما می گوید: بیزینس بیرحم است! 

۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

تضاد در آموزه ها و عملکرد

آقای دکتر پژویان که اینروزها مسولیت شورای رقابت را به عهده دارند. عمیقا معتقد به مکانیسم بازار و تعیین قیمتها از طریق تعادل عرضه و تقاضا هستند.

اخیرا هم در یکی از مصاحبه ها گفته اند که اگر برنامه حذف یارانه ها اجرا نشود ، ترجیح می دهند خودکشی کنند!

اما نمی دانم چرا امروز در مصاحبه با دنیای اقتصاد گفته اند: نیازی به افزایش تعرفه های مخابرات وجود ندارد و نظر کلی اعضای شورای رقابت اینست که تعرفه ها نتنها نیازی به افزایش ندارد بلکه در برخی موارد باید کاهش یابد.

من نمی گویم چرا تعرفه ها نباید بالا بروند یا چرا ایشان می گویند در برخی موارد لازم است کاهش رخ دهد.

تعجب من اینست که ایشان چرا در اینجا کشف قیمت را در بازار فراموش کرده اند؟ چرا دستوری با قیمت خدمات مخابرات برخورد می کنند؟ حال که این شرکت خصوصی شده ، حذف یارانه ها در اینجا مصداق ندارد و باید تعرفه ها هم کاهش یابد!

من فراموش نکرده ام که مخابرات در کثیری از خدماتش انحصاری است و چون رقیب ندارد ، پس قیمت بازاری هم معنا ندارد! اما حیرتم اینست که آقای دکتر پژویان در مباحث مربوط به هزینه انرژی و خدمات حمل و نقل عمومی تکیه بر واقعی شدن قیمت دارند، اما در بحث مخابرات پس از خصوصی شدن دیگر با متدولوژی قبلی بحث نمی کنند.

اساسا بنظرم می رسد ، مشکل اقتصاد دانان ایرانی همین موضوع است که در مباحث توری و دانشگاهی باورها و تحلیلهایی دارند که در زمان که مسولیت اجرایی می گیرند ، قادر به اجرای عملی آن نیستند و در دام تضاد آموزه ها و عملکرد گیر می افتند.

۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه

عدم کارکرد نسخه های تجویزی اقتصادی

دو موضوع نامناسب بودن خرید و فروشهای کوتاه مدت یا نوسانگیری در بازار سهام و عدم کارکرد نسخه های تجویزی غربی در اقتصاد کشورهای در حال توسعه ، هر دو در این پست دکتر ماهاتیر محمد آمده است.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

کالاهای مالی

سیستمهای اعتباری از پس تلاشی که بشر برای تسهیل مبادلات خود به خرج داد، متولد شدند.

در نوشته قبلی در واقع آنچه که اتفاق افتاده ، تهاتر مطالبات افراد از طریق گردش اعتبارات است!

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

شاخص رقابت پذیری جهانی

پرسشنامه ای از سوی مجمع جهانی اقتصاد به دستم رسیده است که با سوالاتی که از مدیران کسب و کارها در کشورهای مختلف جهان می نماید، شاخص رقابت پذیری جهانی را برای هر کشور محاسبه می نماید.


در گزارشی که در بسته ارسالی از سوی نماینده این موسسه در ایران ارسال شده، آمده است که از سال 2005 مجمع جهانی اقتصاد، تحلیل رقابت پذیری خود را بر اساس شاخص رقابت پذیری جهانی انجام داده که شاخصی جامع است و بنیادهای اقتصاد خرد و کلان را در اقتصاد ملی در بر می گیرد.


رقابت پذیری به صورت مجموعه نهادها، سیاستها و عوامل تعیین کننده سطح بهره وری کشورها تعریف می شود. سطح بهره وری نیز به نوبه خود یعنی سطح پایانی از رونق که اقتصادها می توانند کسب نمایند. به عبارت دیگر، اقتصاد رقابتی تر می تواند سطوح بالایی از درآمد برای شهروندان خود ایجاد کند. سطح بهره وری نیز تعین کننده نرخ بازدهی و محرک اساسی نرخ رشد اقتصاد است.اقتصاد رقابتی تر اقتصادی است که احتمال رشد سریعتر آن در میان مدت و دراز مدت بالاست.

شاخص رقابت پذیری جهانی با فراهم نمودن میانگینی برای بسیاری از مولفه ها پیچیدگی مفهوم رقابت پذیری را نشان می دهد . همه این مولفه ها در قالب 12 رکن زیر دسته بندی می شود.

  1. نهادها
  2. زیر ساختها
  3. ثبات اقتصاد کلان
  4. بهداشت و آموزش ابتدایی
  5. آموزش عالی
  6. کارایی بازر کالا
  7. کارایی بازرا نیروی کار
  8. سطح توسعه بازار مالی
  9. آمادگی در حوزه فناوری
  10. اندازه بازار
  11. پیشرفته بودن بنگاههای تجاری
  12. نوآوری

۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه

۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

قیمتها علامت می دهند اگر.......







بارها نوشته ام که قیمتها علامت می دهند به شرطی که..... (یادداشتهای 1 و 2 را ببینید)






واقعیت این است که قیمتها علامت می دهند اگر شما قدرت انتخاب داشته باشید.مثلا در کشوری که یک شبکه قوی راه آهن بین شهری وجود دارد، هواپیما بقدر کفایت هست، اتوبوسها میقیا خوب دارند و در هر شهری سیستم تاکسی، دوچرخه عمومی، امکان اجاره خودرو هست، مترو باسرعت و فرگیری در اختیار است و ... حتما افراد انتخاب می کنند که بین دو شهر با چه وسیله ای حرکت کنند و در داخل شهر چه کنند.






نه اینکه ما قیمت بنزین را بالا ببریم و شبکه مترو هم با سرعت لاک پشتی توسعه پیدا کند، هواپیما پیدا کردن سخت باشد و اتوبوسها هم محدود!



بنظر می رسد قیمتها رفتار را در فضای انتخاب تحت تاثیر قرار می دهند.که فهم این نکته هم بعید می دانم سخت باشد!






۱۳۸۸ اسفند ۴, سه‌شنبه

قیمت گوشت در قصابی محله ما

در ایران غیر از انرژی ( بنزین، برق، گاز ، آب، ...) و خدما مرتبط به آن و دستمزد نیروی انسانی ( در برخی مشاغل و بدون در نظر گرفتن کارایی) عمده اقلام مثل زمین، ملک، خودرو، مواد غذایی و ... از قیمتهای مشابه در خارج از کشور بالاتر است.



توضیح دلایل آن، البته نیاز به حوصله دارد!



در مالزی قینت مرغ و گوشت از ایران پایین تر بود ( یک سال و نیم قبل ، الان اطلاع ندارم) ، احتمالا الان با رشد قیمتهای داخلی همچنان اوضاع همینطور باشد.



آقای حجت قندی هم با این پست خود همین موضوع را تایید می کنند.



در محله ما هم الان گوشت با قیمتهایی بالغ بر 16 - 17 هزار تومان عرضه می شود. اگر فرآوری شده باشد که قیمتها بالاتر است! ظاهرا شاخصها هم موید این شرایط هستند.





یکی از فروشندگان گوشت ( در مناطق شمالی تهران) می گفت من روزانه حدود 250 کیلو گوشت گوساله می فروختم، الان به حدود 60 کیلو کاهش یافته است.



این چالشی است که وزارت بازرگانی و سازمانهای ناظر بر عملکرد بازار در ایران سالها با آن مواجه هستند و همواره با سیاستهای مسکنی درصدد بوده اند که بازار را تنظیم کنند!

در حالیکه با استراتژی بلند مدت، شرایط سرمایه گذاری و تولید مستمر گوشت قرمز و مرغ را از طریق سیاستهای تشویقی تولیدی و کمکهای آموزشی تولیدی می توانند برقرار نمایند و قطعا بخش عرضه بهتر عمل خواهد کرد. ضمن اینکه به لحاظ جغرافیایی و شرایط آب و هوایی باید بپذیریم ایران دارای مزیت در تولید محصولات دامی خصوصا گوشت قرمز نیست.

به هر حال و قطعا و یقینا این موضوع یک بحث کاملا اقتصادی است و اگر ما در بازار اوضاع خوبی نداریم یعنی اینکه اقدامات اقتصادی مناسب انجام نداده ایم.

۱۳۸۸ اسفند ۱, شنبه

۱۳۸۸ بهمن ۲۷, سه‌شنبه

صابون گلنار یا لوکس!

با یکی از دوستانم که در شعبه ایران شرکتی بین المللی که در زمینه پخش محصولات بهداشتی و غذایی ( بهتر بگویم سوپر مارکتی ) شاغل است صحبت می کردم و از وضعیت کسب و کارشان می پرسیدم.
با حرارت و اشتیاق از رشد فروش و افزایش سهم بازارشان می گفت و اینکه برای سال آینده اهداف بالاتری را در نظر دارند خبر می داد.
با خودم می گویم این سهم بازار بیشتر یعنی تنگ شدن میدان رقابت برای تولید کننده ایرانی و شاید ورشکستگی کارخانه های ایرانی!
خب ، بنظر شما باید خوشحال باشیم یا ناراحت؟
بگذارید مثالی مطرح کنیم. اگر یک قالب صابون گلنار( ساخت داخل) 100 گرمی به مبلغ 2500 ریال در بازار خرده فروشی به فروش برسد و صابون لوکس ( وارداتی) باوزن مشابه به مبلغ 3200 ریال عرضه گردد ، ممکن است هر کدام مشتریان خود را در بازار داشته باشند. یعنی عده ای بر اساس سیگنال قیمتی ، صابون قیمت پایین تر را بخرند و عده ای هم تحت تاثیر تبلیغات، نام تجاری ، علاقه به مصرف کالای خارجی و ... صابون لوکس را بخرند.
حال اگر صابون لوکس با حجم تبلیغات سنگین ، در اثر صرفه جوییهای ناشی از مقیاس تولید و سیاستهای بازرگانی مدیرانش درصدد کاهش قیمت بر آید و قیمت را به 2500 ریال صابون گلنار برساند، نتیجه چه می شود؟آیا مردم همچنان صابون گلنار را خواهند خرید؟
اگر مردم در یک بازار ، رفتارشان اینطور شکل بگیرد که صابون گلنار را نخرند، قطعا این شرکت یا باید سیاستهای خود را تغییر دهد و یا اینکه سرنوشت بدی در انتظارش خواهد بود. سرنوشتی چون ورشکستگی و تعطیلی که به مثابه مرگ برای یک واحد اقتصادی است!
من فکر می کنم گروههای مختلف در این نمونه و مثال ، واکنشهای زیر را خواهند داشت:
مشتری:
ما به عنوان یک مصرف کننده در بازار می خواهیم مطلوبیتمان را حداکثر کنیم . لذا دسترسی به کالای با قیمت مناسب تر، کیفیت بهتر، بسته بندی جذاب تر، کالای معروف تر و ... رضایت مناسبی را ناشی از خریدش در ما ایجاد می کند. پس خوشحالیم و به سرنوشت گلنار نمی اندیشیم.
صاحب صابون لوکس:
شرکت صاحب صابون لوکس در این بازار، شرط ماندگاری و استمرار را در برتری ، ادامه سیاستهای قبلی و توسعه فعالیتها می داند. لذا با شدت به دنبال تصرف بازار و جذب تمامی تقاضای موجود خواهد بود. در این راه تبلیغات در سطح بازار برای اثرگذاشتن بر تابع تصمیم گیری مصرف کننده نهایی محصول و تصرف و فراگیری شبکه پخش به منظور اطمینان از عملکرد دقیق و بی نقص شبکه توزیع برای ایجاد شرایط مناسب در عرضه محصول در دستور کار قرار می گیرد.

صاحب صابون گلنار:
اگر توانسته باشد تغییرات را در بازار پیش بینی و برای وضعیت جدید راهکار مناسب اندیشیده باشد ، احتمالا می تواند بر شرایط بحرانی پیشرو فائق آید . در غیر اینصورت محکوم به نابودی است.

دولت:
دولت در صنایعی که باید از آنها حمایت نماید از طریق سیاستهای تعرفه ای بر واردات، کاهش مالیات بر درآمد، اعطای تسهیلات بانکی تشویقی و ... آنها را حمایت می کند.
در صنایعی که برای آنها برنامه حمایتی وجود ندارد. فرض دولت اینست که این صنایع قدرت و بلوغ کافی را در برخورد با تلاطم های کسب و کار دارند و آنهایی در بازار خواهند ماند که کارآمد و قدرتمند هستند. لذا در این نمونه دولت کاری نخواهد کرد.

تحلیلگر اقتصادی:
از نظر تحلیلگر اقتصادی خروج بازنده از بازار و ورشکستگی آن ، هزینه ایست که فعال اقتصادی در برابر ناکارایی خود باید متحمل شود و استوار است بر واقعیت های تلخ اما غیر قابل اجتناب علم اقتصاد .


شما هم در بحث شرکت کنید. از چه جنبه های دیگری موضوع قابل بررسی است؟
  • توضیح تکمیلی: بعد از نگارش این پست متوجه شدم که صابون لوکس در قزوین کارخانه صابون سازی دارد. بهر حال مراد من صابون لوکس وارداتی است

۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه

نا امنی اقتصادی

پایان نامه فوق لیسانس من موضوع شاخصهای امنیت اقتصادی بود. لذا به موضوعاتی که ثبات اقتصادی را خدشه وارد می نماید حساس هستم.

یکی از عوامل موثر بر تضعیف ثبات و امنیت اقتصادی ، عدم اجرای مفاد قراردادها و در صورت بروز اختلاف بین طرفین قراردادها ، طولانی شدن فرآیند دادرسی و احقاق حقوق می باشد.

متاسفانه در فضای کسب و کار ما به کرات دیده می شود که مفاد و شرایط قراردادها اجرا نمی شود و طرفین هم وفای به عهد را فراموش می کنند.

شاید این اپیدمی به سازمانها و شرکتهای بزرگ دولتی هم کشیده شده و با تغییرات مدیریتها هم نوسانات بر سر تصمیمگیری در قراردادهای منعقده موجی از نا اطمینانی را در فضای کسب و کار تسری می دهد.

فعالین اقتصادی باید بدانند که رفتار خرد آنها برآند اقتصاد کلان و ملی جوامع را بنا خواهد ساخت و ادامه روندهایی اینچنینی باعث بی ثباتی اقتصادی می شود.

۱۳۸۸ بهمن ۱۲, دوشنبه

دخالت مدیران ارشد، خوب یا بد؟

روزنامه دنیای اقتصاد امروز صبح تیتر زده است که:

وزیر اقتصاد: مردم نگران نباشند رییس جمهور وارد جزییات یارنه ها شده است.


اتفاقا من از این جمله بیشتر نگران شده ام، چون وقتی مدیران ارشد وارد جزییات می شوند به معنی آنست که سازمانها و افرادی که متولی کاری بوده اند، نتوانسته اند وظیفه خود را درست انجام دهند. و مدیر ارشد ناگزیر به ورود در جزییات شده است!

۱۳۸۸ بهمن ۹, جمعه

نقش دولت در افقتصاد مالزی و ثبات ارزی آن

طرفداران سینه چاک اقتصاد لیبرال که به دست نامرئی آدام اسمت معتقدند و راه حل بهبود اقتصادها را آزادساری قیمتها می دانند خوب است سری به وبلاگ دکتر ماهاتیر محمد یزنند و ببینند که اقتصاد این کشور چگونه با کنترلهای مناسب دولت توانسته است بحران اقتصادی اخیر دنیا را به سلامتی از سر بگذراند.

حیف که فرصت نکردم، ترجمه فارسی آنرا آماده کنم و اینجا قرار دهم.

۱۳۸۸ آذر ۸, یکشنبه

هزینه برق و حذف یارانه ها

فیش برق منزل ما دریافت شده است. یارانه پرداختی توسط دولت 029و114و1 ریال و سهم مشترک 985و213 ریال تعیین شده است.
یعنی حدود 5.5 برابر بیشتر از مبلغ پرداختی مشترک!
خب! تفاوت خیلی فاحش هست.ولی در بازار انحصار در عرضه که یک عرضه کننده هست و متقاضایان بیشمارٰ چه انتخاب جدیدی مگر می شود داشت؟
مگر می شود تولید کننده انحصاری را ارزیابی کیفی کرد. مثلا از کجا معلوم این قیمت تمام شده همرا با کارایی است . شاید کلی هزینه سربار و هزینه غیر ضروری در دل قیمت تمام شده نشسته باشد. خسارت شبکه فرسوده و مستهلم را در این شرایط چه کسی می پردازد؟
الان که سوبسیدی برق می خریم شاید بحثی تباشد اما وقتی که سوبسیدها حذف شد اوضاع چه خواهد شد؟

۱۳۸۸ مهر ۲۷, دوشنبه

آیا قیمتها علامت می دهند؟

در اقتصاد قیمتها عنصر به تعادل رساندن عرضه و تقاضا هستند.
در اقتصاد انسان معقول و مطلوبگرای کلاسیکی دنبال حداکثر کردن مطلوبیت خود است. اما این مطلوبیت به دلیل محدودیت در منابع باید در مبادله ای به یک نقطه بهینه منجر شود. قیمتها نقش اساسی در تعیین این نقطه بهینه دارند.
اقتصاددانان طرفدار اقتصاد لیبرال مواکدا معتقدند انسان کلاسیکی رفتار خود را بر اساس سیگنالهای قیمتی تنظیم می کند و بهینه مصرف می کند و مثلا اصراف نمی کند.

اما آیا واقعا اقتصاد لیبرال انسان کلاسیکی و قیمتها را به حال خود تنها می گذارد؟

اگر اینگونه است چرا دولت با وظایف کلاسیکی خود در این اقتصادها نقش بازی می کند؟ مگر نه اینکه دولتها گاهی حداکثر مطلوبیت انسانهای فعال و مورد قبول را با محدودیت مواجه می کنند؟ مگر نه اینکه این دولتها با انحصار و تشکیل تراست مبارزه می کنند؟ پس چرا نمی گذارند انسان مطلوبگرای اقتصاد لیبرال با علامتهای قیمتی خودش انحصار را بشکند؟

چرا ما بازار رقابت کامل در عمل نداریم و تنها با فروض حاکم بر تئوریهای اقتصادی آنرا تصور می کنیم؟ مگر سیگنال قیمتی و دست پنهان آدام اسمیت زاییده این توریهای مبتنی بر GIVEN ASSUMPTION ها نیست؟

چرا در بطن اقتصاد لیبرال نا امنی اقتصادی نهفته است ؟ آنجا که بازر رقابت کامل می گوید بسیاری عرضه کنندگان می آیند و ناکارآمدها می روند و آنها که می روند در بازار کارا باید قربانی شوند ، این بهای اقتصاد لیبرال است. اما آمریکا مهد اقتصاد لیبرال برای جلوگیری از ورشکستگی صنایعش می آید برنامه حمایتی با کمک دولت می گذارد. یعنی کسانی که دولت را در تئوری نمی خواهند و ناامنی اقتصادی را در حدی بهای کارآمدی بازار می دانند. در عمل آنرا بر نمی تابند و با ابزار دولت کنترلش می کنند!


حالا آقا دکتر پژویان می آید در تلویزیون و می گوید اگر شیر آب تصفیه شده در منزل شما با آب تصفیه نشده یک قیمت برابر داشته باشد ؛ عقل سلیم حکم می کند که از آب تصفیه شده برای شست و شوی عمومی استفاده کنیم . اما اگر بهای متفاوتی داشته باشد سیگنال قیمتی شما را به سمت مصرف درست سوق می دهد.
آقای دکتر پژویان درست می گوید . اما پاسخ این سوالها را نمی دهد که:

اگر ما در منزل یک شیر آب داشته باشیم که فقط آب تصفیه شده داشته باشد و قیمت آن بالا برود ما چه انتخاب دیگری داریم؟
دولت وقتی اجازه نمی دهد که کسی دیگر وارد شبکه آب و برق و ... بشود، آیا انتخابی می ماند که سیگنال قیمت مصرف ما را درست کند؟
وقتی بنزین بالا می رود ما سیگنال می گیریم که از وسیله شخصی استفاده نکنیم، اما جایگیرن وقتی نیست.یعنی شبکه تاکسی ارزان قیمت، اتوبوس شهری و مترو به قدر کفایت نیست و شما را از مبدا به مقصدتان نیم رساندآیا نتیجه فقط این نیست که همان خدکت قبلی را دارید با قیمت بالاتر جدید می گیرید؟

تازه آقای پژویان نمی گوید که چرا در اقتصاد ایران زمین، خودرو ، کالاهای اساسی و بسیاری چیزهای دیگر از متوسط قیمت جهانی و در اقتصادهای مشابه بالاتر است؟
چرا خدمات مالی و قیمت کالاهای مالی بالا و دسترسی به آنها پایین است؟
چرا دستمزد نیروی انسانی در ایران از کشورهای مشابه پایین تر است؟

خب! آقای پژویان احتمالا فقط یک بعد از اقتصاد لیبرال را درک کرده و در طرح هدفمند کردن یارانه ها کلی دستمزد دریافت کرده است.

چر اقتصاد دانان ایرانی به کارکرد انتظارات و موجهای تورمی مربوطه بی توجهند؟
سالهاست ایران در حال تجربه اجرای کنترل نقدینگی برای مهار تورم و حذف سوبسیدها برای اصلاح الگوی مصرف است. اما نتیجه مثبت ؟ الله اعلم!

۱۳۸۸ مهر ۱۹, یکشنبه

برنج وارداتی

داستان اینروزها بر سر برنج وارداتی و شبهه آلودگی آنها ، نشان از این می دهد که کسب و کار بسیار بیرحم تر از آنست که ما فکر می کنیم.
شخصا خوشحال هستم که تمام کسانی که کسب و کارشان با تولید برنج داخلی سروکار دارد شدیدا دنبال برخورد بابرنج وارداتی هستند و می خواهند رقیب را از میدان بدر کنند.
این مصداق بارز موانع غیر تعرفه ای در سطح مباحث تجارت خارجی است.
شاید صحیح این بود که قبل از واردات این برنجها ، مسولین ذیربط مثل استاندارد و وزارت بهداشت این موضوع را خود رسیدگی می کردند و حتی با موانع غیر تعرفه ای مثل سختگیری در اندازه گیری فاکتورهای مورد رسیدگی ورود را با مشکل مواجه می کردند. اما حتی اگر فرض کنیم که دولت با واردات محصول خارجی مخالف نباشد و نظرش تامین بخشی از نیاز داخلی یا ایجاد رقابت باشد، با اینحال اقداماتی از این دست که از تبلیغات در تلویزیون ممانعت شد یا اینکه شبهه آلودگی آنها مطرح شد نشان می دهد تولیدکننده داخلی وارد کارزار رقابت شده است.

۱۳۸۸ شهریور ۱۲, پنجشنبه

انتظارات در ادبیات اقتصادی

در سطح اقتصاد موضوع انتظارات و کارکرد آن و اثراتش بر پدیده های زندگی بشری بارها و بارها مورد توجه قرار گرفته و بدان پرداخته اند.



من هم در حد بضاعتم و علاقه ام بارها به این موضوغ توجه کرده ام.



عناوینی چون : بازار ، عقلانیت نیروی کار ، آیا چسبندگی قیمتی در اقتصاد مالزی وجود دارد؟ و انتظارت تورمی نمونه هایی از مطالبم در این خصوص است.



این ویدئو از ما می پرسد که آیا تصمیماتمان تحت کنترل ما هست یا خیر؟ درواقع کنترل تصمیمات نشان دهنده توانایی ما در عقلانی بودن انتظارات و تصمیماتمان می باشد .لیکن این مطالعه به ما ثابت می کند شرایط محیطی نظام فکری ما را تحت شعاع قرار می دهد.





پی نوشت: برای بعد ار افطار پنجشنبه غروب بجای دیدن سریال تلویزیون دیدن این ویدئو خیلی چسبید.

۱۳۸۸ خرداد ۱۱, دوشنبه

انتخابات ( گفتار دوم)

اقتصاد و سیاست خارجی دو موضوع اساسی مورد توجه همه نامزدهای ریاست جمهوری است. اما اقتصاد به دلیل قرابت زیادش با زندگی روزمره مردم مرکز عمده بحث هاست.


بیکاری در بین مفاهیم اقتصادی این روزها مهمترین واژه شمرده می شود و تمام کاندیداها در بازه آن بحث می کنند. بیکاری از این جهت مهم است که هم عامل است و هم معلول!

عامل بسیاری از پدیده های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. چرا که در اقتصادی که بیکاری وجود دارد ناهنجاریهای اجتماعی مثل دزدی، فحشا و اعتیاد بوجود می آید و گاه باعث ناآرامیهای اجتماعی، افزایش مطالبات صنفی و بعضا شورشهای منطقه ای می شود که فضای سیاسی جامعه را مخدوش می نماید. از طرف دیگر وجود نا امنی در سطح جامعه باعث اختلاس، دزدی ، افزایش فشار به شرکتهای بیمه برای بازپرداخت خسارتها ، رشد مطالبات از صندوقهای تامین اجتماعی بابت پرداخت مستمری بیکاری و ... می شود که بلحاظ اقتصادی موج نامتعارفی از تقاضا را شکل می دهد که تعادلخای گذشته را مخدوش می نماید.


بیکاری معلول بسیاری مولفه های اقتصادی و سیاسی و حتی اجتماعی است.

دربخش اقتصادی عواملی چون: فصای کسب و کار نا سالم، هزینه های معاملاتی بالا، رکود، بی ثباتی تصمیمات و ضوابط اقتصادی، ناتوانی در رقابت با رقبای خارجی، سیاستهای پولی و مالی نامناسب و ...

در بخش سیاسی عواملی چون:روابط خارجی متشنج، درگیری و نزاعهای گروههای سیاسی داخلی و ...

دربخش اجتماعی عواملی چون: پایین بودن امید به زندگی، اندیشه سوداگری، فرهنگ کار ناسالم و...

همگی می توانند تولید کننده بیکاری در یک اقتصاد ملی باشند.


بنظر می رسد تمامی کاندیداهای این دوره ریاست جمهوری علاقمندند که با بیکاری مبارزه کنند ولی هیچکدام صریحا نمی گویند که می خواهند چه بکنند و برنامه هایشان چیست؟

آقای احمدی نژاد ، در سالهای قبل از طریق طرح بنگاههای زود بازده تلاش کرد با بیکاری مبارزه کند. اما این طرح به دو دلیل ناکام ماند. اول اینکه وامهای اعطایی یا بعضا در امر تولید بکار گرفته نشد و سر از بازار املاک و تجارت درآورد یا اینکه در اختیار افراد غیر متخصص قرار گرفت.دوم اینکه با بروز موجهای تورمی و تمایل دولت به اجرای سیاستهای انقباظی پولی عملا این طرح که با پرداخت وامها زنده بود رو به افول نهاد. لذا همین طرح الان مرکز نقد رقبای انتخاباتی ایشان هم هست.


در مورد کاندیداهای دیگر هم باید دید در آینده چه برنامه دقیقی ارائه خواهد شد. اما چند نکته قابل توجه است:


  • در چند سال اخیر بسیاری از واحدهای تولیدی کشور از طریق کاهش نیروی انسانی به دنبال صرفه جویی در هزینه ها بوده اند. مستقل از ارزیابی اینکه این سیاست چقدر موثر است باید گفت رکود در پروژه های عمرانی به همراه کاهش نیروی انسانی واحدهای تولید به جمع بیکاران کشوذ گروهی را اضافه کرده که پیش از این شاغل بوده اند .

  • بحران اقتصادی بین المللی سبب شده قیمت نفت کاهش و درآمدهای اقتصاد ایران را کاهش دهد . لذا سالهای پیش رو برای دولت آینده سالهای سختی خواهد بود.

  • بنگاههای بزرگی مثل شستا باید بدانند که مسولیت اجتماعی بارزی را بعهده دارند. در چهار سال گذشته مدیران این خانواده بزرگ قویا بر کاهش نیروی انسانی شرکتهای تابعه اصرار داشته اند و حالا باید خود قضاوت کنند که اولا فایده اقتصادی این سیاست چه بوده و دوما آیا صلاح است که جامعه ای اینگونه تبعات را تحمل نماید؟در واقع آیا نمی شد بجای کاهش نیروی انسانی که اثرات صرفه جویی هزینه ای آن اندک است به دنبال افزایش راندمان و بهره وری از طریق اصلاح فرایندهای تولیدی و اجرایی می بودند