۱۳۸۸ اسفند ۹, یکشنبه
منافع فردی
مثلا اگر در اقتصاد امریکا منافع گروهی از فعالین کسب و کار به خطر بیفتد، لابی گری آنها معطوف به اصل مطلب نخواهد شد و داد و فغان بلند می شود که آقا پایه های اقتصاد لیبرال در حال انهدام و تخریب است، یا اینکه حقوق بشر در کجا و کجا لکه دار شده است!
در سازمانها هم به گونه ای این پدیده تکرار می شود. وقتی منافع فرد یا گروهی دچار تزلزل می شود. ( این منافع می تواند از دست دادن شغل، پصت سازمانی یا جابجایی از موقعیتی باشد که دیگر آن تفاخر قبلی را به همراه نداشته باشد). دست به شایعه پردازی یا تزریق انرژیهای منفی می شوند.
به هر حال مدیران جدی و علاقمند به تغییر وضع موجود می دانند و مصر هستند که برنامه های خود را اجرا کنند و گاهی برخی از کارهای آنها به جراحی می ماند و جراحی هم با درد همراه است!
۱۳۸۸ اسفند ۷, جمعه
هزینه های ضروری و غیر ضروری
صرفه جویی به معنی کم مصرف کردن نیست، بلکه درست مصرف کردن است
در مورد هزینه کردن هم اوضاع همینطور است. در شرکتها وقتی برنامه ای داریم که بار هزینه ای دارد من سه چیز را مد نظر می گیریم.
- اگر این هزینه درست انجام نشود و ضروری نباشد ، باعث افزایش هزینه غیر موثر می شود و موجب ناکارآمدی است.
- اگر بند یک محقق شود به معنی اینست که ما از انجام اقدامات در جایی که باید هزینه جدید کنیم و به دلایل بودجه ای آنرا انجام نمی دهیم، سازمان را از یک اقدام صحیح جدید محروم کرده ایم.
- هزینه اشتباه باعث فشار به جریان نقدینگی سازمان می شود.
همیشه در هزینه هایی مثل تبلیغات، آموزش و برنامه های تفریحی - ورزشی این نگرانی بروز می کند.
واقعیت اینست که سازمان به عنوان یک پدیده اجتماعی نیازمند توجهاتی است که عمدتا به مبالغ هزینه ای ترجمه می شوند و مدیران را با چالش مواجه می کنند.
البته مطالب فوق بسته به نظام فکری رهبران و مدیران سازمانها متفاوت است. مثلا در سازمانهای که با نگاه سنتی اداره می شوند هزینه هایی در چارچوب پرداخت مزایای غیر نقدی مثل لباس ( برای نیروهای دفتری) و آذوقه مورد توجه است و در سازمان مدرن هزینه های کمک سفر تفریحات و برگزاری مسابقات ورزشی و اینترنت مورد توجه است. سازمانهای متعادل هم ترکیبی از این دو را دارند.
قضاوت نمی توان کرد که کدام روش درست است، اما باید بر اساس اقتضائات سازمان دست به انتخاب زد. همانطور که بر اساس تئوری مازلو نیازهای انسانها سطح بندی می شود. طبیعتا سازمانهایی که دغدغه عمده پرسنل دغدغه های معیشتی ( مسکن، پوشاک و خوراک) است ، نیازمند هزینه های از جنس نگاه سنتی است.
۱۳۸۸ اسفند ۵, چهارشنبه
کاروان - ون دلیکا


۱۳۸۸ اسفند ۴, سهشنبه
قیمت گوشت در قصابی محله ما
توضیح دلایل آن، البته نیاز به حوصله دارد!
در مالزی قینت مرغ و گوشت از ایران پایین تر بود ( یک سال و نیم قبل ، الان اطلاع ندارم) ، احتمالا الان با رشد قیمتهای داخلی همچنان اوضاع همینطور باشد.
آقای حجت قندی هم با این پست خود همین موضوع را تایید می کنند.
در محله ما هم الان گوشت با قیمتهایی بالغ بر 16 - 17 هزار تومان عرضه می شود. اگر فرآوری شده باشد که قیمتها بالاتر است! ظاهرا شاخصها هم موید این شرایط هستند.
یکی از فروشندگان گوشت ( در مناطق شمالی تهران) می گفت من روزانه حدود 250 کیلو گوشت گوساله می فروختم، الان به حدود 60 کیلو کاهش یافته است.
این چالشی است که وزارت بازرگانی و سازمانهای ناظر بر عملکرد بازار در ایران سالها با آن مواجه هستند و همواره با سیاستهای مسکنی درصدد بوده اند که بازار را تنظیم کنند!
در حالیکه با استراتژی بلند مدت، شرایط سرمایه گذاری و تولید مستمر گوشت قرمز و مرغ را از طریق سیاستهای تشویقی تولیدی و کمکهای آموزشی تولیدی می توانند برقرار نمایند و قطعا بخش عرضه بهتر عمل خواهد کرد. ضمن اینکه به لحاظ جغرافیایی و شرایط آب و هوایی باید بپذیریم ایران دارای مزیت در تولید محصولات دامی خصوصا گوشت قرمز نیست.
به هر حال و قطعا و یقینا این موضوع یک بحث کاملا اقتصادی است و اگر ما در بازار اوضاع خوبی نداریم یعنی اینکه اقدامات اقتصادی مناسب انجام نداده ایم.
۱۳۸۸ اسفند ۲, یکشنبه
تونی بلر دروغگو
دکتر مهاتیر محمد، مرد مورد علاقه عموم مالزیایی ها ( نه همه آنها ) از اینکه مالزی تونی بلار را برای سخنرانی به کشورش دعوت کرده شکه شده و از مردم خواسته برای ممانعت از ورود او به خاک مالزی تظاهرات کنند.
این موضع گیری صریح ماهاتیر محمد در وبلاگش به عنوان یک مقام سیاسی ( هر چند که الان کار اجرایی ندارد) و وزنه در کشورش از دیگر نکات جالب این کشور است.
کشوری که پنجاه و چند سال بیشتر از استقلالش نگذشته و مردم آن هنوز در بخشهایی از این کشور با زندگی انسانهای امروزی غریبه اند!