‏نمایش پست‌ها با برچسب صنعت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب صنعت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ اسفند ۵, چهارشنبه

کاروان - ون دلیکا


امروز صبح که عازم محل کارم بودم ، با صحنه ای مواجه شدم که قابل تامل بود.
در اتوبان حکیم و نزدیک تونل ناگاه در مسیر پیشرو تعداد چهار دستگاه ون دلیکا چینی در حال تردد و حمل مسافر بودند. در میان آنها هم یک دستگاه خودرو کاروان سایپا که حسابی هم فرسوده بود ، مسیر را می پیمود.

یاد زمانی افتادم که از طرف شستا رفته بودیم بازدید شرکت سایپا. آن وقتها سایپا تعدادی خودرو کاروان را به عنوان اولین خودروهای ون ، تولید کرده بود. در حین بازدید رو به آقای مهندس ابراهیمی کردم و گفتم : آقای مهندس این خودرو با کمی تغییرات خیلی مناسب تاکسیرانی است!
ایشان هم با لبخندی نسبتا تمسخر آمیز ، گفت ما کلاس کاروان را با تاکسی خراب نمی کنیم!
با خودم می اندیشیدم که اگر مدیران شرایط بازار را درک کنند، نتایج چقدر می تواند متفاوت باشد.
اگر سایپا می توانست برای کاروان بازار مناسبی را ایجاد نماید، الان بجای ون دلیکا ما باید شاهد تردد خودرو ون داخلی می بودیم!
عدم توجه به ظرافتها در کسب و کارهاست که باعث ماندگاری شرکتها و محصولات می شود!

۱۳۸۸ مهر ۱۹, یکشنبه

انجمن تولیدکنندگان تجهیزات بانکی

دیروز جلسه ای در وزارت صنایع تشکیل شده بود تا تولیدکنندگان تجهیزات بانکی با هم انجمنی را پایه گذاری کنند. معمولا در این جلسه ها همه مثبت صحبت می کنند و از امیدهایی که به چنین تشکیلاتی که در حال تولد است می گویند و با شدت و حدت آرزو می کنند که کاستیهای جاری به سرانگشت تدبیر انجمن مذکور باز شود. بعضا هم در عمل وقتی آنها را مروز می کنی، نمی توانی کارنامه درخشانی بیابی مگر در مورد استثنائها.

علی ایحال در مورد انجمن یاد شده ، مشکل این بود که شرکتهایی دور هم جمع شده بودند که وجه مشترک آنها تولیداتشان نبود ، بلکه بازارشان بود.شاید اگر این جلسه به دعوت اتاق بازرگانی یا سازمان دیگری بود، خیلی تعجب نمی کردم ولی وزارت صنایع به عنوان متولی امر تولیدات صنعتی با توجه به بازار چرا عده ای را با محور بازار مشترک دور هم جمع می کند؟ البته بازهم این اقدام، اقدام خوبی است و اگر نقدی است به اصل ماجرا نیست بلکه در جهت اینست که صورت مسئله بهتر تعریف شود و قطعا اینکار در تدوین اساسنامه ممکن می شود.
بهرحال غیر از تولیدکنندگان POS و دستگاههای ATM بقیه بازارشان بانکها هم بود نه اینکه تولیداتشان صرفا بانکی باشد.

۱۳۸۷ آذر ۲۴, یکشنبه

موانع ارزانی

تیتر اغلب روزنامه های امروز تهران حامل پیان وزیر بازرگانی و رئیس بانک مرکزی است که ارزانی در راه است.
بنظر من چند مانع بر سر ارزانی وجود دارد که ممکن است سرعت آنرا کند یا حتی آنرا متوقف نماید.
چسبندگی قیمتها: بارها در مورد چسبندگی قیمتها که عمدتا ناشی از انتظارات فعالین اقتصادی است گفته ام که در اینجا و اینجا می توانید یادداشتهای قبلی را ببینید. بنظرم در اقتصاد ایران بدلیل شرایط تورمی آن فعالین اقتصادی براحتی حاضر به فروش کالا و خدمات با قینتهای پایین تر نخواهند بود.
نرخ ارز: با توجه به اینکه نرخ برابری دلار به ریال طی چند ماه اخیر رشد فزاینده داشته است لذا واردات کالاهای مصرفی که عمدتا بر پایه دلار می باشد چندان با کاهش قیمت مواجه نخواهد شد لذا در بهترین حالت ما شاهد رشد قیمتها نخواهیم بود. البته خوشبختانه با کاهش نرخ یورو به ریال صنایعی که دارای واردات یا وامهایی به یورو بوده اند با کاهش هزینه های مالی و مالا قیمت تمام شده مواجه خواهند شد.
جریان نقدینگی: سیاستهای انقباظی پولی بانک مرکزی بب شده اکثر تولید کنندگان و حتی کسبه با مشکل نقدینگی مواجه شوند. این کمبود نقدینگی سبب می شود تولید کننده از دسترسی به مواد اولیه ارزان قیمت به قیمت کمتر محروم و در زیر ظرفیت مناسب تولید نماید که نهایتا کالاهای تولیدی با قیمت تمام شده مناسبی عرضه نخواهد شد

۱۳۸۷ آبان ۲۳, پنجشنبه

مافیا؟! در برابر تنبلها !

این مصاحبه نائب رئیس انجمن صنایع همگن پلاستیک خیلی بامزه است.

ایشان می گوید:
«تولیدكنندگان واقعی و كارخانه‌داران مواد پلاستیكی در شرایط كنونی توان خرید به یكباره و به صورت نقدی مواد اولیه عرضه شده در بورس كالا و محصولات پتروشیمی را ندارند».

یعنی کارخانه ها دچار مشکل نقدینگی هستند و قادر به خرید نقدی مواد اولیه نمی باشند. پس راه حل چیست؟
یا باید سهامداران سرمایه در گردش در اختیار شرکتهایشان بگذارند.که معمولا این کار را نمی کنند.
یا باید شرکتها از بانکها وام بگیرند . که با سیستهای انقباظی فعلی مشکل است ضمن اینکه ممکن است سقف وام شرکتها در سیستم بانکی پر باشد.
یا تولید کننده مواد اولیه باید با تاخیر مبلغ فروش را دریافت کند .که عملا عرضه محصولات در بورس یعنی فروش نقدی و این امکان دیگر وجود تدارد.
یا باید مبالغ دریافتی از مشتریان زودتر دریافت شود (دوره وصول مطالبات کاهش یابد) که احتمالا رقابت در بازار و رکود این امکان را هم منتفی می نماید.

از میان راه حلهای فوق آقای مصاحبه کننده فقط با بازی با کلمات خواسته فضایی را ابجاد و مظلوم نمایی کند.می گوید:

«در حال حاضر مواد اولیه پلاستیک توسط گروهی به صورت عمده خریداری می‌شود كه پس از آن این محصولات را با 20 درصد افزایش قیمت به تولیدكنندگان مواد پلاستیكی عرضه می‌كنند».

در واقع این گروه حتی اگر 20 درصد هم واقعا سود ببرند دارند چند کار انجام میدهند:
اول ریسک بالایی را بر می دارند چون به مشتریانی می فروشند که از بانک نتوانسته اند وام بگیرند.سهامدارن و شرکاء سرمایه در گردش تزریق نکرده اند. مشکل فروش محصول هم دارند.
دوم حتما بصورت مدت دار می فروشند . چون اگر مشتری آنها قادر به خرید نقدی بود که از بورس می خرید.
سوم اینکه ایشان گفته تولیدکنندگان قادر به خرید یکباره نیستند پس یعنی این گروه خرید عمده می کنند و در حجمهای کمتر خرده فروشی می کنند.

از نظر اقتصادی این گروه در حال ارائه خدمت و ارزش افزوده هستند. حال تیتر فعالیت مافیای پلاستیک در بورس كالا تنها یک فرافکنی است.بنظرم این آقا باید در انجمن خود بدنبال مبارزه با تنبلی باشد.

۱۳۸۶ اسفند ۹, پنجشنبه

داستان تلخ صنعتی شدن

مصدق وقتي دست آورد تلاشهاي ناموفق و منجر به توليد سماور نفتي عالي نسب را ديد همان اندازه خوشحال شد كه ميرزاتقي خان اميركبير از سماور سازي صنعتگر اصفهاني. آن زمان سماور ذغالي را از روسيه مي آوردند، ميرزا تقي خان به صنعتگر ماهر اصفهاني گفت يك نمونه از آن را بسازد، وقتي ساخته را ديد چندان خوشحال شد و خنديد كه ميگويند دندانهاي انتهايي او هم در اين خنده نمايان شد وتمامي تسهيلات را براي صنعتگر اصفهاني فراهم كرد تا توليد سماور كند و كارخانه سماورسازي راه بيندازد. وقتي خلف او مصدق سماور نفتي عالي نسب را ديد، مهماني كرد و در آن مهماني سماور را روشن كرد و در آن سماور با دست خود براي مهمانان چاي ريخت و به مهمانان تعارف كرد.راه عالي نسب در مجموع و در معنا در دوره انقلاب همان سرنوشت را پيدا كرد كه سماورسازاصفهاني. آورده‌اند كه ميرزاتقي‌خان به چراغعلي‌خان زنگنه حاكم اصفهان نوشت كه ابزار تدارك كارخانه را براي سماورساز فراهم و وامهاي لازم را به او بدهد، همين كه كارخانه به توليد رسيد گفتند كه ميرزا تقي‌خان از كار كنار گذاشته شد و پس از آن طولي نكشيد كه نوبت به چراغعلي‌خان زنگنه رسيد. حاكم جديد كه حاكم ميرزاآقاخان نوروزي بود به دنبال سماور ساز فرستاد و به او گفت وامي را كه گرفته عودت دهد او گفت هنوز اجناس به بازار نرفته و فروش نكرده ايم و من پول ندارم، به او مهلت داد، او هم كارخانه را به تاراج داد خانه خود را هم فروخت و هنوز نتوانست وام حكومت را بدهد، حاكم سپرد تا فراشان حكومتي او را در بازار صنعتگران اصفهان آنقدر بكوبند تا صنعتگراني كه او را انتخاب كرده و به تهران نزد امير فرستاده بودند دل بسوزانند و تاوان مابه التفاوت بدهي او را بپردازند و همين كار را كردند، از ضرباتي كه به سر او زدند او براي هميشه كور شد و در بازار اصفهان فقيري و گدايي ميكرد، وقتي شخصي ظاهراً تهراني به او صدقه اي داده بود، او اين داستان صنعتگر شدن در ايران را به جاي آن صدقه براي او تعريف كرده بود كه آن پول مجاني نباشد.