۱۳۸۹ مرداد ۲۱, پنجشنبه

کوچ

اولا حلول ماه مبارک رمضان مبارک باد. امیدوارم رمضان کریم فرصتی باشد برای رشد و تعالی بخش معنوی و روحی همه ما.

ثانیا تصمیم گرفته ام از بلاگر به وبسایت خودم کوچ کنم و ادامه مسیر لذت بخش وبلاگ نویسی را در azimipour.com پیگیری نمایم.
در اینجا 420 بار مطلب نوشته ام و علیرغم اینکه با تاخیر چند ماهه کنتور نصب شد و لی تا کنون بیست و سه هزار خورده ای بازدید داشته است. بنابراین این جابجایی کمی سخت است ولی بنظرم رسید که اینکار ضروریست.

ثالثنا باید از زحمات آقای دکتر افتخاری، آقای مهاجری و سرکار خانم حی که در ایجاد وبسایت جدید مساعدت نمودند و بی یاری و مساعدت این دوستان هرگز این کار عملی نبود، صمیمانه سپاسگزاری کنم.

۱۳۸۹ مرداد ۱۷, یکشنبه

جدال با ترازو

روزی مصاحبه خانم اپرا وینفیلرد که یکی از مجریان مشهور و ثروتمند دنیاست را می خواندم که در کار خودش بسیار ادم موفقی است. از او پرسده بودند که مهمترین آرزویی که داری و هنوز به آن نرسیده ای چیست؟ جواب داده بود: آرزو دارم لاغر شوم و اضافه کرده بود که سخت ترین کار برایم رژیم گرفتن و لاغر شدن است که تاکنون علیرغم کوششهای متعدد در آن ناکام مانده ام.

امروز در اخبار دیدم که شرکت هواپیمایی ترکیه  28 خدمه هواپیما خود را بدلیل اضافه وزن بدون حقوق منتظر به خدمت کرد و به آنها 6 ماه برای لاغر شدن وقت داد در غیر اینصورت امکان دارد که اخراج خواهند شد. 
از این تعداد 15 نفر مرد و 13 نفر زن هستند. یکی از این افراد ایزت لوی رئیس انجمن خدمه هواپیمای ترکیش ایرلاین است که می بایست 10 کیلو گرم لاغرشود .ترکیش ایرلاین دلیل اینکار را اهمیت قد و وزن خدمه،ظاهر و توانایی حرکت آنان میداند.


هر دو مورد فوق نشان می دهد که کسب و کار حرفه ای و حرفه ای تر می شود و موضوعات کاملا شخصی نظیر خوش اخلاقی، خوش سیمایی، دلچسب بودن، تناسب اندام داشتن، خویشتن دار بودن، قدرت بیان و ... در بدست آوردن مشاغل مهمتر و با درآمد بالاتر هم موثر است. لذا افرادی که می خواهند در کارشان موفق باشند باید بتوانند از سطح  توان مدیریت  بر خود ، بالایی نیز برخوردار باشند.

در سازمان خدماتی ما هم اخیرا مشتریان راجع به مقولات جدیدی صحبت می کنند. مثلا چرا دفتر شعبه فلان استان شما ( که مشتری ما هرگز به محل فیزیکی دفتر ما مراجعه نمی کند) دکوراسیون مناسبی ندارد یا اینکه چرا لباس و پوشش یکی از پرسنل شما مرتب نبوده است!


پینوشت: عنوان جدال با ترازو از این جهت انتخاب شده که الان سه هفته است که علیرغم کوشش من ، ترازوی منزل حتی از نشان دادن چند صد گرم کاهش وزن دریغ می کند!

۱۳۸۹ مرداد ۱۶, شنبه

فقر درک طبیعت

پنجشنبه و جمعه گذشته در هتل توچال برای یک دوره آموزشی اقامت داشتیم. این دو روز برای خودش نکات جالبی داشت که انشاء الله در فرصتهای آتی به آن اشاره خواهم کرد.

اما زندگی در دل طبیعتی نسبتا بکر ، برایم جذابیتی همراه با ولع لجام گسیخته دارد. سکوت کوهستان، طلوع آرام خورشید، گرمی آفتاب در دمای سرد صبحگاهی، آتش شب هنگام و ... مصادیق آن است.

امروز به نوشته این وبلاگ که متعلق به نوجوانی با استعداد است و از خیلی قبل در گوگل ریدر آنرا ثبت کرده ام، برخورد کردم.
وقتی دیدم که صدای گرگی که شنیده، آتقدر برایش هیجان انگیز بوده که امضای حضورش در طالقان شده و با مخاطبانش در میان گذاشته است. به یاد لحظه هیجان انگیزی می افتم که وقتی از ایستگاه هفت توچال به سمت هتل سرازیر بودیم ، خرگوشی در دشت پا به فرار گذاشت. آنقدر این صحنه جالب بود که تا الان هم حتی به یاد آوردنش  لذت بخش است.

فقر حضور ما در طبیعت آنقدر جدی است و روح ما را آزار می دهد که به ساده ترین نمونه هایی از لمس طبیعت اینگونه به هیجان می افتیم!

۱۳۸۹ مرداد ۱۱, دوشنبه

آفتابه فروش نباشیم!

اول پوزش می خوام اگر این تمثیل کمی از نزاکت فاصله گرفته است.

و بعد شاید ، این داستان را شنیده باشید که بنده خدایی در زمانهای قدیم نیاز به استفاده از سرویس بهداشتی داشت و وقتی به توالت عمومی مسجد جنب بازار نزدیک شد با عجله یکی از آفتابه های پر از آب را برداشت که زودتر مشکل را حل کند  . اما مسول آفتابه ها به این بنده خدا گفت: آقا آنرا که برداشته اید زمین بگذارید و آن دیگری را بردارید.

مرد هم همین کا را کرد و وقتی که مشکل بر طرف شد و آرامش پیدا کرد و خواست بهای آنرا بپردازد با تعجب دید تمام آفتابه ها یک رنگ، یک اندازه و پر از آب است و باهم هیچ تفاوتی ندارند. از مسول آفتابه ها پرسید: آقا اینها هیچ کدام باهم فرقی ندارد! چرا شما به من گفتید که باید اولی را برندارم و دومی را بردارم؟!

مرد جواب داد: خب من که اینجا هستم چه کاره ام ! باید یک چیزی بگویم.

واقعیت اینست که در بروکراسی بد سازمانه بعضا نوع اظهارنظر ها، سوال و جواب کردنها و ... غیر مفید و نامناسب است و تنها از سر اثبات موجودیت و یادآوری اینکه من هم هستم ، انجام می شود.

باید مواظب باشیم که آفتابه فروش نشویم.

ببخشید

وام لعنتی، بالاخره تمدید شد!

از گرفتن هر گونه وام بیزارم.

در زندگی شخصی ام تا حال دوبار وام گرفته ام که یکی 6 ماهه بود وسریع آنرا تسویه کردم و دیگری ده ساله که ماه گذشته به پایان رسید.
دوست ندارم زیر بار قرض بروم ، حتی اگر از فرصتها جا بمانم.

اما در زندگی کاری و حرفه ای ، داستان چیز دیگری است. نتنها در موضوع وام بلکه در بسیاری از مقولات ، کار حرفه ای حکم می کند که رفتار و منش دیگری داشته باشی ! آقای افتخاری در این نوشته اش به خوبی این پارادوکس را توضیح داده است.

در شرکتهایی که مدیر آن بوده ام بارها وام گرفته ام و وامها را تسویه کرده ام و همیشه شریک خوش حساب بانکها بوده ام.

اینبارهم در شرکتمان برای تمدید وامی پیش از سر رسیدش و به موقع  اقدام نمودیم ، اما بروکراسی اداری باعث شده تاخیری 71 روزه در تسویه بوجود بیاید و ما را با پرداخت جریمه مواجه کرده است. اینکه چقدر از تقصیرات تاخیر به گردن ماست و چقدر به بانک بر می گردد ، نیز قابل طرح نیست. چون راه حل مطمئن دیگری روی میز نیست.

قیمت تمام شده وام برای شرکتهای غیر تولیدی خیلی بالا در می آید . بنظر میرسد یکی از فرصتهای خوب در بازار تسهیلات ما ریفاینانس وامهای گران است که اگر بانکهای جدید منابع کافی داشته باشند به این بخش می توانند توجه نمایند.

به هرحال این وام لعنتی تمدید شد و من همچنان عمیقا باور دارم که لا اقل باید زندگی شخصی ام را از آلودگی به هر نوع تسهیلاتی که شائبه نزول در آن احساس می گردد، مصون نگه دارم!



مبارزه با انتظارات عقلایی

انتظارات عقلایی در واقع برآیند رفتار فعالان اقتصادی یا شهروندان یک اقتصاد ملی است که تمامی شرایط حاکم برآن اقتصاد را در نظر گرفته و رفتار خود را در چارچوب قواعد و ضوابط شکل می دهند.

در سال جاری از بازار اجاره خبر می رسد که مالک های واحدهای قابل اجاره، از متقاضیان اجاره مطالبه اجاره بالا می کنند و علاقه ای به دریافت مبالغ تحت عنوان رهن ندارند. این نشان می دهد که در اقتصاد ما :
نرخ سپرده های بانکی جذاب نیست.
سایر فرصتهای سرمایه گذاری برای صاحبان منابع همراه با ریسک است و یا از بازدهی مناسبی برخوردار نیست.

یعنی اگر کسی پولی را تحت عنوان رهن از مستاجر خود دریافت کند نمی تواند برایش برنامه ای داشته باشد و ترجیح می دهد اجاره دریافت نماید. چراکه احتمالا :
نرخهای سود سپرده بانکی برایش جذاب نیست.
نسبت به بازدهی یا ریسک در بازارهای سرمایه مثل بورس وخرید املاک اطمینان کافی را ندارد.
کسب و کار خود و نزدیکانش از بازدهی مناسبی برخوردار نیست و یا برای آن برنامه توسعه ای ندارد.
در بازار پول غیر رسمی که بصورت سنتی و عرفی مردم به هم پول قرض می دهند هم ریسک بالاست.
و ...

اینها بیانگر آنست که مجموعه دلایل دست به دست هم می دهد تا مالکان واحدهای اجاره ای تغییر رفتار بدهند.

حال اگر می بینیم که روزنامه دنیای اقتصاد دیروز تیتر خود را اینطومر می زند که:

تغییر سود سپرده ها به نفع اجاره بها

باید به حافظه خود و تجربه اقتصادهای ملی رجوع  کنیم و ببینیم که آیا راه حلهای موقت و تجویزهای ضرب العجلی بدون آنکه شرایط یک اقتصاد کاملا مطالعه شود ، هرگز معتبر و راه گشا بوده است؟ 

۱۳۸۹ مرداد ۱۰, یکشنبه

نوای خلوت تنهایی و غربت

در خبرها آمده است که محمد نوری در گذشت!

اینروزها خبر درگذشت کسانی که می شناسی دائما می رسد و بر حجم آه و افسوس آدم می افزاید.

صدای محمد نوری برای من ، دلچسب ترین نوایی است که در لحظات خلوت تنهاییم ( خصوصا روزگاری که خارج از کشور بودم ) بجان می شنیدم و می شنوم.

روحش شاد 

کارت اعتباری

کارت اعتباری یکی از نمادهای بانکداری الکترونیکی است. در حال حاضر زندگی در غرب بدون این کارتها مقدور نیست و دائما هم زندگی مردم شبکه ای و شبکه ای تر و کارتی و کارتی تر می شود.
در کشور خودمان هم کارتها دارند به جزیی ملموس از زندگی ایرانیها تبدیل می شوند و به قولی فرهنگ آن در حال تکوین است. اگرچه ما هنوز کارتهای بانکیمان مثل کیف پولمان عمل می کند یعنی مبتنی بر نقدینگی ماست . لیکن کوششهایی نظیر برات کارت تضمینی بانک صادرات گامی است در جهت عرضه کارتهای اعتباری.

همه گیر شدن کارتها در زندگی بشری باعث شده که به این مقوله از زوایای مختلف نگاه شود.

مقاله : آیا جامعه یک کارت اعتباری بسیار بزرگ است ؟ یکی از این نگاههای علمی - اقتصادی است.

۱۳۸۹ مرداد ۶, چهارشنبه

BUILT TO LAST

دارم کتاب  BUILT TO LAST  را می خوانم. کتاب نوشته JIM COLLINS  هست که واقعا کتابهایش و مطالعاتش در مورد شرکتها بسیار پر مغز است.

شاید برایتان جالب باشد که ایشان صخره نورد و کوهنورد توانایی نیز هست.

یک نکته جالب که در بررسی شرکتهای سرآمد در این کتاب مشهود است، ثبات مدیریتهاست. یعنی در تحقیقات انجام شده بر روی شرکتهای سرآمد، دیده شده که این شرکتها در طول تاریخ خود مدیران را با دقت انتخاب می کردند و دوره زمانی اشتغال آنها هم مناسب و طولانی بوده است.

مثلا شرکت 3M سال 1902 تاسیس شده است و تا سال 1994 فقط 10 مدیرعامل را بخود دیده است! 

۱۳۸۹ مرداد ۴, دوشنبه

سرمایه گذاری در ICT را در یابیم

اینکه مجبور شویم موضوعات بدیهی را اثبات کنیم، خیلی بی مزه و سخت است. صحبت درباره موجه بودن سرمایه گذاری در ICT  هم یکی از این موضوعات است.

یکی از مهمترین عوامل دگرگونی فضای کسب و کار جهان امروز ، تغییراتی بوده است که در بخش آی سی تی افتاده است. کشوری مثل هند توسعه خود را در این صنعت جستجو می نماید و نسل جدید از بدو طفولیت با مفاهیم این عرصه آشناست.

شاید سه گانه زیر برای شما جالب باشد:

  1. روزنامه دنیای اقتصاد در صفحه بازار دیجیتال دیروز خود طی گزارشی نشان می دهد که چگونه اقتصاد هند راه نجات خود را ، آی تی انتخاب و قرار داده است.بر اساس این گزارش رشد تولید این صنعت در 2010-2009بالغ بر 10.4 درصد بوده است. در سال 2009 نیز 5.9 درصد از تولید ناخالص ملی هند از صنعت فناوری اطلاعات بوده است.                                                            
  2. شرکت ما 13 سال از تاسیسش می گذرد. محاسبه کرده ایم که کل سرمایه گذاری سهامداران طی این مدت در مقایسه با سودهای پرداختی به ایشان بر اساس ارزش حال برابر می باشد. ضمن اینکه میزان داراییها از بدهیهای بیشتر بوده وشرکت نیز دارای سرقفلی و ارزش بازاری قابل توجهی نیز می باشد. اما بازهم بنظر میرسد سهامداران علاقه ای به سرمایه گذاری بیشتر نشان نمی دهند!
  3. شب گذشته در منزل پدر همسرم، پسر شش ساله ام از پدربزرگش می پرسید که کامپیوتر شما ویندوز ویستا دارد یا اکس پی! همه با تعجب نگاهش می کردند . وقتی جواب آمد که اکس پی با خوشحالی یک سی دی بازی را نشان می داد و می گفت که روی کامپیوتر خانه ما ران نمی شود و رفت و بدون کمک گرفتن از کسی مشغول شد. این ادبیات امروز کودکانی است که حتی نوشتن نام خودشان را هم هنوز بلد نیستند. یعنی تقاضای بالقوه بازار !

در شرایطی که در بورس ایران هنوز تعداد شرکتهای فعال در آی تی اندک است.
در حالیکه پاکستان دارای 5 شبکه وایمکس هست. مالزی 2 سال است که وایمکس به مردم عرضه می کند و ما هنوز در تهران یک سرویس با ثبات وایمکس را به سختی پیدا می کنیم.
در حالیکه خصوصی سازی مخابرات بیش از اینکه وقت مدیران جدید آن صرف برنامه های آتی شود، صرف قانونی بودن یا نبودن خرید سهام از دولت می شود .
وقتی که سهامداران به بازدهی سرماه گذاریهایی که انجام داده اند و آنرا لمس کرده اند. باز هم با تردید می نگرند
و ....

باید تغییر مسیر داد و به سرمایه گذاری در آی تی با علاقه نگاه کرد.

۱۳۸۹ مرداد ۳, یکشنبه

خشونت اقتصاد لیبرال

اقتصاد لیبرال در بطن خود، سودای بازار رقابت کامل را می پروراند. سودایی که هرگز در تجربه بشری محقق نشده است، اگرچه بدان نزدیک شده اند.
گفته می شود بازار گندم در سطح جهان نمونه ای نزدیک به بازار رقابت کامل است!

وقتی پایان نامه فوق لیسانسم را می نوشتم در بررسی موضوع نا امنی اقتصادی به این مفهوم بر خورد کردم که اقتصاد لیبرال در خود سطحی از نا امنی را معتبر می داند. چون فرض بدیهی اینست که آنها که ضعیفند باید از بازار خارج شوند. ضعیفها ناکارآمدند، تصمیمات صحیح نمی گیرند ، قیمت تمام شده بالا دارند و ....

اکنون بعد از بحران اقتصادی جهان و خصوصا املاک در دنیا و از جمله  امارات، تعداد قابل توجهی با مشکل باز پرداخت دیون خود به بانکها مواجهند.
شنیده ام ( مطمئن نیستم و آمار غیر رسمی است) تعداد زیادی ( حدود 9700 نفر) ایرانی در زندانهای دوبی بابت بدهی بانکی در زندان هستند. عمده اینها هم درگیر معاملات املاک بوده اند. برخی به شکایت بانکهای ایرانی به زندان افتاده اند.

این روی خشن اقتصاد لیبرال می باشد.

بیخود نیست که دونالد ترامپ دائما می گوید: بیزینس بیرحم است! 

۱۳۸۹ تیر ۳۱, پنجشنبه

فرایند تصمیم سازی شخصی

هر وقف می خواهم تصمیمی بگیرم از ابزار ساده ای استفاده می کنم. این ابزار ساده نوشتن است.

سناریوهای پیش رو را بر روی کاعذی می نویسم و بعد نکات مثبت و منفی را هم در ذیل هر سناریو  می آورم و بعد شروع می کنم به امتیاز دادن.

در این روش دهنم منسجم می شود و بهتر می توانم تصمیم بگیرم.

این روش را بارها تکرار کرده ام. تصمیمات مهمی مثل ازدواج، انتخاب برخی از مشاغلی که داشته ام و حتی مهاجرت کردن یا ماندن.

پیشنهاد می کنم از این روش غافل نشوید . در آینده مطالبی را در مورد روش و متدولوژی اینکار خواهم نوشت.

باید اضافه کنم که:

این چند روز آنقدر در مورد موضوعی فکر کرده ام که  حتی علیرغم بکارگیری روش فوق احساس خستگی شدید می کنم. 

۱۳۸۹ تیر ۲۹, سه‌شنبه

INCEPTION

INCEPTION نام قیلمی است که الان روی پرده سینماهای دنیاست. اگرچه من چندان اهل سینما و قیلم نیستم، تصادفا فرصتی پیش آمد تا فیلم را ببینم.

انصافا فیلم از داستانی بسیار تخیلی، مفهومی و پیچیده برخوردار است که بیننده را به چالش فکری می کشد به گونه ای که انسان را به حس گیج کننده ای نزدیک می نماید.

۱۳۸۹ تیر ۲۸, دوشنبه

بی رمقی در بازار نشر

بازار نشر به مثابه یک بازار و کسب و کار در ایران بنظر می رسد روبه رخوت است. شاید فعالین این بازار در تحلیل شرایط به بسیاری از دلایل اشاره کنند از جمله محدودیت در ممیزی قبل از نشر، وضعیت نامناسب شاخص سرانه مطالعه در مردم ، محدودیت در تقاضا و ... که از حوصله این وبلاگ خارج است.

اما دو نکته:

من به عنوان یک مشتری وقتی به این بازار مراجعه می کنم هم با عرضه ای مواجه نمی شوم! یعنی ما در تولید هم بسیار ضعیفیم. روز یکشنبه برای خرید کتابی به عنوان هدیه برای برادرزاده نوجوانم به کتاب فروشی معتبری مراجعه کردم . واقعا یافتن عنواینی برای این سن کار شختی بود که ناشی از ضعف در عرضه می باشد.

دوم اینکه فعالین این عرصه روشهای نوین بازاریابی را به فراموشی سپرده اند و متاسفانه مدار شوم یاس  و نا امیدی رو به گسترش است. خصوصا وقتی شرایط را با آنچه که تبدیل به استاندارد جهانی شده، مقایسه می کنیم که ناراحت کننده تر می شود

راز ناکامی ما در استقرار صحیح طرحهای جامع چیست؟

در بسیاری از مواقع می بینیم که طرحهای جامع (SOLUTIONS)  در شرکتها، سازمانها و یا حتی شهرها و کشورها علیرغم اینکه مطالعات شناخت پروژه، تدوین دقیق صورت مسئله، انتخاب نرم افزار، انتخاب سخت افزار،  اجرای پروژه و ... همگی درست و صحیح انجام شده ، ولی آن solution  کار نمی کند. در واقع بحث من به طراحی و مسائل فنی بر نمی گردد بلکه به این بر می گردد که در مواردی هم علیرغم اینکه همه چیز درست است اما ذینفعان از آن  استقبال نمی کنند.

مثلا، خیلی از شرکتها نرم افزارهای زیادی را می خرند از جمله نرم افزارهای اتوماسیون اداری که گردش نامه ها مکانیزه شود ، ولی اندکی از آنها واقعا سیستم سنتی گردش نامه در کارتابلها را کنار می گذارند و نهایتا سیستم در آنجا مستقر می شود.

یا مثلا بارها شرکت تاکسیرانی تهران تلاش کرد، تاکسیمتر را مستقر کند اما هیچ وقت نتوانسته ملاک تعیین خدمت جابجایی مسافر  بشود.
بنظر می رسد یکی از دلایل ناکامی عدم تعیین رویه های صحیح یا ابزارها و فشارهای نظارتی باشد که در حین استقرار سیستمها بدان توجه نمی شود.


در مثال نرم افزار اتوماسیون اداری سازمانهایی موفق هستند که مدیران ارشدشان سیستم را پذیرفته باشند و با گردش نامه بصورت فیزیکی سخت برخورد کنند.یا در مثال تاکسیمتر ، در تاکسیهای دبی این قانون حاکم است که اگر تاکسیمتر کار نکرد یا فراموش شد که روشن شود و... مسافر نباید وجهی را پرداخت نماید

سایر روشها نیز می تواند به  استقرار کمک کند. از جمله پیوندهای مکرر بین سیستمهای مختلف. که باعث می شود اجبار در فعالیت سیستم بصورت جامع بوجود آید.

مثلا در مثال نرم افزار اتوماسیون لازم است این نرم افزار به سیستم کارگزینی و ... هم متصل شود. یا در مثال تاکسیمتر اتصال آن به سیستم GPRS وAVL می تواند تضمین کننده استقرار آن باشد.

۱۳۸۹ تیر ۲۷, یکشنبه

شانس مشتری بیسواد

در تحلیل فضای کسب و کار و مطالعه امور شرکتها، بعضا ما به تعابیری بر می خوریم که شاید بیان آنها هم گاهی جسارت می خواهد.

با یکی از دوستان ، صحبت می کردم و جمله ای را استفاده کرد که اگرچه شاید مطلوب نباشد ولی واقعی است. این جمله این بود که:

 شانس شرکت من اینست که مشتریانش بیسواد هستند!

کمی که تامل می کنم، بنظرم میرسد اگر این شرکت بتواند از این وضعیت تاریخی اش برای یافتن فرصد و رشد کردن بهره ببردف سود خواهد کرد. در غیر اینصورت محکوم به فناست.

۱۳۸۹ تیر ۲۵, جمعه

ترسناکی ناشنوایی

یکی از دوستانم برای رسیدگی به بیماریی که گرفتار آنست، تحت آزمایش و بررسی پزشکی قرار دارد. در این پروسه مدت کوتاهی شنوایی خود را از دست داده بود.

بعد که شرایط عادی شد، می گوید ناشنوایی خیلی ترسناک است. حتی ترسناک تر از تاریکی است!




خدا را برای سلامتیمان شاکر باشیم

۱۳۸۹ تیر ۱۷, پنجشنبه

تب کنکور

اینروزها فصل کنکور است و بسیاری از خانواده ها در تب و تاب این پدیده اجتماعی که به نوعی سرنوشت فرزندانشان را رقم میزند ، قرار دارند.

 

شاید کنکور هم مثل خیلی چیزهای دیگر بر اساس تجربه افراد از آن با قضاوتهای متنوعی مواجه می شود.

 

بنظر من مهمترین کارکرد کنکور به عنوان درگاه ورود به دانشگاه اینست که دسته بندی نسبتا همگنی از پتانسیل دانشجویان آتی را بوجود می آورد. هر چند که این مکانیسم قاعدتا ناکارآمدیهایی را هم دارد.

 

اما آنچه که شاید دغدغه جوانهای متقاضی ورود به دانشگاهها می باشد، ناظر بر این نکته است که آیا  تحصیلات تکمیلی می تواند آینده شغلی آنها را تضمین کند؟

 

بنظر من تحصیلات دانشگاهی فرصتی را برای دید پیدا کردن بدست می دهد و فرد را یاری میرساند تا در حوزه ای از دانش و مهارتهای بشری قوی شود. باقی قضایا به کوشش و پیگیری افراد بستگی دارد.

 

 



__________ Information from ESET NOD32 Antivirus, version of virus signature database 5260 (20100707) __________

The message was checked by ESET NOD32 Antivirus.

http://www.eset.com

۱۳۸۹ تیر ۱۶, چهارشنبه

اهمیت نهم مرداد

نهم مرداد قرار است سازمان خصوصی سهام سرمایه گذاری پتروشیمی را بصورت بلوکی از طریق مزایده بورسی عرضه کند.

بنظر میرسد مذاکرات طولانی گروه بخش خصوصیی که علاقمند هستند این گروه را به تملک درآورند، در حال بثمر نشستن است.

این معامله از این جهت مهم است که اگر گروه مذکور خریدار سهام باشند. گروهی حرفه ای هستند و ارزش سهام سرمایه گذاری پتروشیمی در آینده افزایش خواهد یافت.

شخصا با این گروه در رابطه با زیر مجموعه های سرمایه گذاری پتروشیمی چند جلسه داشتم. در این جلسات کاملا مشهود بود که اطلاعاتشان عمیق، کارشناسی و مبتنی بر شناخت وضع موجود و مطالعه بر روی وضعیت سنواتی شرکتها پس از سال 1380 می باشد و طرح و برنامه های دقیق مدیریتی برای زیر مجموعه های سرمایه گذاری پتروشیمی دارند.

به هرحال باید منتظر ماند تا ببینیم نتیجه مزایده چه می شود.

چهارصدمین نوشته

پست یا نوشته قبلی چهارصدمین پست این وبلاگ بود که منتشر شد!

البته پستهای دیگری هم در این وبلاگ آمده که یا در پیش نویسها آورده ام و هرگز منتشر نکرده ام یا اینکه منتشر کرده ام وبعدا ترجیح دادم که پاک شوند.
به هرحال چهرصد بار مطلب جدید در اینجا درج شده است. شاید رکورد جذابی نباشد، چرا که خیلیها پر کارترند و نوشته هایشان جذابتر.

اما برای خودم، شخصا لذت بخش است که نوشتن در اینجا باعث شده در مواقع کم کاری مایه آن شود که گویی گمگشته ای دارم. و استمرارش کارنامه ای باشد از استقامت و پیگیری در برنامه و جزیی از زندگی ام!

و ممنون از دوستانی که هم به اینجا سر می زنند و هم به تبادل اطلاعات و همفکری و نقد و راهنمایی می پردازند.

سپاس