۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه

هوای سرد و برفی و پشتکار یک جامعه





















پیگیری و پشتکار داشتن باید در یک جامعه تمرین و نهادینه شود. در این روز برفی دیدن مناظری که نشان می دهد افراد یک جامعه اجازه نمی دهند هیچ مانعی دسترسی آنها را به خواسته شان کوتاه کند ، جالب است.


















تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات = ICT



تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات همه زندگی ما را تسخیر کرده است. آنقدر که شاید در آینده ما را به بردگی کشاند!

ICT حوزه های بیشکار دارد، آنفدر متنوع که حیرت می کنی. دائم هم رو به یشرفت است و هر روز با خود خبری جدید دارد.


گویی این حوزه اگر چه از اقتصاد بد جهان در یک سال اخیر متاثر بوده، اما تسلیم نشده است!


در نمایشگاه CeBIT از حال و هوای غرفه داران و طراوت آنها می توانی حس کنی که این صنعت با خمودگی میانه ندارد. درست برعکس آنچه که امروز در صنایغ ساختمانی می گذرد!

جهانی سازی و نزدیکتر کردن فرهنگ ها مولود دستاوردهای این صنعت است ، که مباحث خاص خود را دارد!

ICT ماحصل تلفیق دو عنصر نزدیک به هم است که روز به روز به همپوشانی بیشتری می یابند. مخابرات و ارتباطات و IT .
در IT همه چیز به کامپیوتر ختم می شود و به مطالعه، طراحی، توسعه، استقرار،نگهداری و مدیریت سیستمهای اطلاعاتی با مبنای کامپیوتری گفته می شود.
زیر شاخه های آن نیز سخت افزار،نرم افزار، تبدیل ، نگهداری ، حفاظت ،انتقال و امنیت داده ها می باشد.

با خودم می اندیشم که این تنوع را چگونه می توان مدیریت نمود؟ یا به بیان دیگر یک استراتژیست از این جغرافیای بزرگ چگونه انتخاب خود را شکل خواهد داد؟

نمایشگاه CeBIT به عنوان دومین میغادگاه مهم این صنعت، در یک روز سرد زمستانی در شلوغی غیرقابل وصف به پایان رسید. اگر بخواهیم تنوع حوزه هایی که برای عرضه به اینجا آمده اند را بیان کنیم، لیست بلندی می شود که برخی از آن در زیر آمده است.




  1. srever technology


  2. Business Storage


  3. Virtualization


  4. Open source solution


  5. ECM


  6. Document management solution


  7. software &system management


  8. Professional output/offics solution


  9. mailing solutions


  10. Internet & Mobile solutions


  11. tele Health


  12. Public Sector solutions


  13. security


  14. banking and finance


  15. communication & networks


  16. ICT infrastructure


چه کسی تغییر را کشت؟

هنوز حال و هوای نوشته اخیر" بمیریم یا تغییر کنیم! " از بین نرفته است که در کتاب فروشی در زمانی که مشغول تلف کردن وقت هستم تا زمان حرکت قطار برسد، بی هدف مشغول ورانداز کردن کتابها هستم. عمدتا به زبان آلمانی است و فقط دو تا قفسه محدود برای کتابهای انگلیسی در نظر گرفته اند.


در بین آنها کتابی از بلانچارد پیدا می کنم. با عنوان:


Who killed change




کمی مکث می کنم. تا الان همیشه می گفتم تغییر مثل جراحی درد دارد! ( قربانی هم می گیرید!)

حتی با دوستی که کامنت گذاشته و گفته علم پیش رفت کرده و جراحی ها دیگر درد ندارد ، همچنان مخالفم! فقط در جراحی های پلاستیک ( زیبایی ) یا چشم پزشکی درد کم و کمتر شده ، اما هنوز هم وجود دارد!

ولی مثل اینکه خود تغییر هم قربانی می شود!



به هر حال پشت کتاب نوشته است:



روزانه، سازمانهای زیادی در سراسر دنیا برنامه هایی را تحت عنوان تغییر( بصورت گسترده و پر هزینه) به منظور ارتقاء خود در دستور کار قرار می دهند. اما 50 تا 70 درصد این کوششها بی اثر می شود.

برخی از تغییرات ناگهان نابود می شوند. اما بیشتر به گونه ای دردناک از بین می روند.

باید مراقب بود چون این نابودیها منجر به اتلاف منابع و انرژی و اندیشه سازمان می شود.

پس باید بدانیم چه کسی و چرا تغییر را نابود می کنند؟

این سوالی است که این کتاب به آن پرداخته است!


کتاب را می خرم. اما قیمت 12 یورو برای کتاب کوچک 150 صفحه ای درد دارد! اما چه کنم این هم بخشی از ماجراست.

نصف کتاب را خوانده ام. مثل بقیه کتابهای مدیر یک دقیقه ای ، داستان گونه است. انشاءالله نکات مهم آن در پستهای بعدی.


۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

قیمتها علامت می دهند اگر.......







بارها نوشته ام که قیمتها علامت می دهند به شرطی که..... (یادداشتهای 1 و 2 را ببینید)






واقعیت این است که قیمتها علامت می دهند اگر شما قدرت انتخاب داشته باشید.مثلا در کشوری که یک شبکه قوی راه آهن بین شهری وجود دارد، هواپیما بقدر کفایت هست، اتوبوسها میقیا خوب دارند و در هر شهری سیستم تاکسی، دوچرخه عمومی، امکان اجاره خودرو هست، مترو باسرعت و فرگیری در اختیار است و ... حتما افراد انتخاب می کنند که بین دو شهر با چه وسیله ای حرکت کنند و در داخل شهر چه کنند.






نه اینکه ما قیمت بنزین را بالا ببریم و شبکه مترو هم با سرعت لاک پشتی توسعه پیدا کند، هواپیما پیدا کردن سخت باشد و اتوبوسها هم محدود!



بنظر می رسد قیمتها رفتار را در فضای انتخاب تحت تاثیر قرار می دهند.که فهم این نکته هم بعید می دانم سخت باشد!






سختی های کار یک سازمان خدماتی


قبلا در مورد تفاوتهای سازمان خدماتی و تولیدی گفته ام. مطالبی تحت عنوان تفاوت سازمان تولیدی و خدماتی گفتار اول، گفتار دوم، گفتار سوم و گفتار چهارم از این دست می باشند.


واقغیت اینست که اشتباه در سازمانهای خدماتی خیلی سریعتر از سازمانهای تولیدی در بازار صدا و خبر می کند. نمونه این مورد تابلویی است که یکی از غرفه داران نمایشگاه CeBIT در نمایشگاه و بر سر غرفه خود زده است.

به هر حال این اشتباه ایرفرانس ، باعث لطمه خوردن به کوششهای این شرکت شده که کلی هم هزینه کرده تا در نمایشگاه حضور پیدا کند!